
اساس نیوز ؛ حضرت منذر بن جهم از حضرت حویطب بن عبدالعزی می فرماید: « در سال فتح مکه، وقتی پیامبر خدا(ص) وارد مکه شد، من به شدت وحشت کردم واز خانه بیرون رفتم، خانواده وفرزندانم را در چند نقطه که از امنیت برخوردار بود، متفرق ساختم، خود را به باغ عوف رساندم وهمان جا ماندم تا این که حضرت ابوذر به سراغ من آمد، من وحضرت ابوذر از قبل با هم دوست بودیم ودوستی همیشه به کار انسان می آید، وقتی او را دیدم فرار کردم . حضرت ابوذر مرا صدا زد وگفت: « ای ابو محمد » من گفتم: «لبیک حاضرم» او گفت: « تو را چه شده است »؟ من گفتم: « می ترسم وبه همین خاطر فرار می کنم » حضرت ابوذر گفت: « نترس، تو به امان خداوند در امان هستی »من به سوی او برگشتم واو را سلام دادم، او گفت: « به خانه ات برو » من گفتم: « آیا راهی برای رفتن به خانه وجود دارد؟ قسم به خدا من فکر نمی کنم زنده به منزل برسم، در راه مرا می گیرند ومی کشند واگر احیانا به خانه برسم، آن جا نیز حضور پیدا کرده ومرا می کشند، اهل عیالم در چند جا متفرق اند ». [1]
from اساس نیوز :: AsasNews https://www.asasnews.com/حیات-صحابه/14486-داستان-مسلمان-شدن-حضرت-حویطب-بن-عبدالعزی-رضی-الله-عنه.html
via IFTTT
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر